کرونا، واگرایی یا همگرایی اجتماعی
هفته نامه سلامت | اخبار صفحه ۱۵ | 06 اردیبهشت 1399 | لینک خبر: salamat.ir/d13759
بحرانهای اجتماعی میتواند انسانها را به هم نزدیکتر و در عین حال دورتر کند. این همگرایی یا واگرایی اجتماعی تا حد زیادی به مدیریت مربوط می شود. ما در زندگی روزمره و عادی دنبال سود شخصی و بیرون کشیدن گلیم خودمان از آب هستیم و هویت اجتماعیمان را به عنوان عضوی از جامعه فراموش میکنیم. معمولا در حالت عادی بسیاری از مردم در برابر سلامت جامعه، محیط زیست، آلودگی هوا، گرمایش زمین، مصرف درست انرژی و مسائلی از این قبیل احساس مسوولیت نمیکنند. همهگیری کرونا مانند هر بحران اجتماعی دیگری به ما کمک میکند خودمان را متعلق به جامعه ببینیم و در برابر سلامت کل جامعه احساس مسوولیت کنیم.
همبستگی اجتماعی میتواند موهبتی پنهانی در این فاجعه باشد. این همهگیری به ما نشان داد انسان در برابر طبیعت ضعیفتر از آن است که فکر میکرده و جایگاه او را از حاکم بلامنازع طبیعت پایین آورد. پیامد مثبت آن، پایین آوردن ویژگیهای خودشیفتگی است. انسانهای خودشیفته فکر میکنند همه کائنات باید در خدمت آنها باشند که آب در دلشان تکان نخورد و همه چیز برایشان مهیا شود. این بحران اثر درمانی زیادی برای افراد خودشیفته دارد و به توانایی همدلی در آنها کمک زیادی میکند.
وقتی درگیر یک بحران هستیم، روی لبه تیغ راه میرویم. لغزش مختصری ما را به واگرایی اجتماعی میکشاند، در حالیکه با یک مدیریت خوب میتوانیم این تهدید را به فرصتی برای بیشتر کردن همبستگی اجتماعی و اعتماد همگانی تبدیل کنیم. البته به شرطی که دولتمردان ارزش همبستگی اجتماعی و اعتماد را بشناسند، قدر آن را بدانند و راه درست را انتخاب کنند.
مسوولیتپذیری، کمشدن خودشیفتگی و احساس تعلق اجتماعی پیامدهای مثبت همهگیری ویروسی هستند؛ هرچند در این بحران نیروهای متضادی وجود دارند که روی همبستگی اجتماعی اثر منفی میگذارند و جامعه را به سمت واگرایی سوق میدهند. در همهگیریهای ویروسی لازم است انسانها از یکدیگر فاصله بگیرند. این فاصلهگرفتنها میتواند با بدبینی همراه شود. قرنطینه و بستن مرزها افراد جامعه را ناخودآگاه به «خارجی هراسی» و «مهاجرستیزی» میکشاند و فضا را برای جریانهای راست افراطی باز میکند بنابراین، اثر اجتماعی ویروس کووید- ۱۹ برآیند دو نیروی متضاد است؛ بیشتر شدن همگرایی از طریق بیشتر شدن حس مسوولیت اجتماعی و بیشتر شدن واگرایی از طریق ایجاد بدبینی و «غریبههراسی».
در این کشاکش بین نیروهای متناقض، مدیریت اجتماعی خوب میتواند برآیند این دو نیرو را به سمت همگرایی بیشتر جابجا کند. هر عاملی که نقش انگزایی دارد باید حذف شود. در این شرایط زبان نقش بسزایی دارد؛ مثلا عبارت «ویروس چینی» که چند بار بهوسیله رئیس جمهور آمریکا به کار رفت، آثار آسیبرسان اجتماعی زیادی به دنبال دارد. البته در گذشته این دقتها و توجهها نسبت به پیامدهای اجتماعی اسمگذاری بیماریها و نقش آنها در انگ اجتماعی وجود نداشت و امروزه هم بعضی بیماریهای عفونی در متون علمی با اسم محلی که در آن برای اولین بار دیده شده یا شیوع یافته، شناخته میشوند. مثالهای آن تب کوههای راکی، ابولا، مرس یا نشانگان تنفسی خاورمیانه، تب زیکا، سرخک آلمانی، آنفلوانزای اسپانیایی و بعضی بیماریهای دیگر است. این نوع اسمگذاری نسبت به محل پیدایش آنها و ساکنان آنجا انگ ایجاد کرده و حتی روی صنعت گردشگری به برخی از آن مناطق تا سالیان سال پس از برطرف شدن همهگیری تاثیر گذاشته است. خوشبختانه، این اشتباه در مورد نامگذاری ویروس کووید- ۱۹ بهوسیله سازمان بهداشت جهانی تکرار نشد. یکی دیگر از آفتهای زبان ساختن صفت «کرونایی» برای مبتلایان است؛ یعنی به جای اینکه بگوییم فردی کرونا گرفت، بگوییم «کرونایی» شد. مساله مهم دیگر واگرایی اجتماعی به دنبال بیشتر شدن فاصله طبقاتی است. اقشار ضعیف و کارگران آسیبپذیری بیشتری دارند. بحران همهگیری اگر خوب مدیریت نشود جامعه را به سمت بیشتر شدن فاصله طبقاتی سوق میدهد. بخشی از این پیامدها گریزناپذیر هستند ولی حتما برای بخش زیادی از آنها میتوان چاره اندیشید. برای انگزدایی، زبان باید از هر ادبیات انگآمیزی پاک شود که از واگرایی اجتماعی و فاصلهگذاری بین «ما» و «دیگران» جلوگیری شود. این جدایی بین «ما»-ی خوب و «دیگران» بد بسیار خطرناک است و حتی تا جایی پیش میرود که دوست و فامیل جزو «ما»-ی خوب و سالم محسوب میشوند که آنها را میشناسیم و میدانیم امکان ندارد ناقل ویروس باشند و افراد «غریبه» یا آنهایی که از شهرها و کشورهای دیگر هستند، جزو «دیگران» بد میشناسیم که به احتمال زیاد ناقل ویروس هستند و باید از آنها دوری کرد. برای مدیریت بحران باید نسبت به جداسازی غیرمنطقی «ما»-ی خوب و «دیگران» بد آگاه بود. همبستگی اجتماعی برای مدیریت بحران یک سرمایه است و برای بهتر کردن آن باید تلاشهای کارشناسانه داشت. حل این بحران بدون همبستگی اجتماعی و اعتماد همگانی امکانپذیر نخواهد بود.
دکتر حافظ باجغلی
روانپزشک و روان درمانگرکرونا،
واگرایی یا همگرایی اجتماعی