آیا تا به حال جملاتی را از اطرافیانتان شنیده‌اید که باعث شود احساس بدی نسبت به خودتان پیدا کنید؟ مثلا: «چقدر دکوراسیون خونه‌تون خوبه، باورم نمیشه با این حقوق پایینت، تونستی این کار رو بکنی!» یا «چقدر این لباس بهت میاد. اضافه وزنت رو پوشونده!» و... شما درباره گوینده این قبیل جملات چه فکری می‌کنید؟ آنها چه حسی در شما ایجاد می‌کنند؟ آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که چرا برخی دائم با دیگران به گونه‌ای برخورد می‌کنند که انگار قصد مجروح کردن آنها را دارند و هدفی جز ایجاد حس شرم، تحقیر، غم، گناه و مانند آن ندارند؟ روان‌شناسان می‌گویند این‌گونه جملات و رفتارها را معمولا افرادی که دچار اختلال شخصیتی پرخاشگر- منفعل هستند، به کار می‌برند.
حتما تا به حال در صفحات «سلامت روان» در هفته‌نامه «سلامت» با نام و مشخصات اختلال شخصیت‌های خودشیفته، ضداجتماعی، وسواسی و... آشنا شده‌اید اما احتمالا درباره شخصیت‌های پرخاشگر-منفعل که اتفاقا شیوع بسیار زیادی هم در جامعه دارند، کمتر شنیده‌اید. این مطلب، شما را با مبتلایان به این اختلال شخصیت آشنا می‌کند.
منظور از پرخاشگر- منفعل چیست؟
همه ما پرخاشگری را با رفتارهایی مثل دعوا کردن، کتک زدن، فحش دادن و مانند آنها می‌شناسیم اما واقعیت این است که 2 نوع پرخاشگری وجود دارد: پرخاشگری فعال که همان رفتارهای پرخاشگرانه واضح را شامل می‌شود و پرخاشگری منفعل که ظاهر آن شبیه پرخاشگری نیست چون از روش‌های مستقیم برای آسیب‌رساندن و
آزار دادن و اعمال خشونت استفاده نمی‌کند، بلکه به روش غیرمستقیم این کار را انجام می‌دهد. مثل جملاتی که در ابتدا عنوان شد. «چقدر لباست بهت میاد، اضافه وزنت رو پوشانده»، چیزی که پشت این جمله پنهان شده این است: «تو اضافه وزن داری.» همان‌طور که می‌بینید، این جمله شاید ابتدا یک تعریف به نظر برسد اما به‌طور غیرمستقیم به شنونده حس تحقیر را منتقل می‌کند و این یک پرخاشگری منفعلانه است. این افراد در ظاهر به افراد به‌خصوص کسانی که در نظرشان با نفوذ و قدرتمند هستند لبخند می‌زنند، اما اغلب پشت ظاهر آرام و موافقشان خشم و انزجار موج می‌زند، مانند ظرفی مملو از خشم و انزجار که با چهره‌ای معصوم و نیت‌های به ظاهر خوب بر آن سرپوش گذاشته شده است.
چگونه آنها را بشناسیم؟
این افراد به جای تخلیه بالغانه خشم خود، آن را تا زمان مناسب نگه می‌دارند و سپس خشم خود را با استفاده از کلمات و رفتار‌های غیرمستقیم جهت تنبیه، آزار و اذیت، آسیب‌زدن به فردی که از او عصبانی هستند تخلیه می‌کنند. تخریب کردن دیگران، انتقاد غیرسازنده، سرزنش و... نمونه‌هایی از رفتارهایی هستند که ممکن است از افرادی با این اختلال شخصیت سر بزند. افراد پرخاشگر- منفعل معمولا بی‌عاطفه(بی‌احساس) هستند و توانایی سازماندهی روابط را ندارند و به‌علت کمبودهایی که در خودشان احساس می‌کنند، دائما در حال انتقاد و سرزنش دیگران هستند. هنگام انجام کارهای گروهی، همگروه‌های بسیار بدی هستند و دائما برای پوشاندن عزت نفس پایینی که دارند به دنبال پیدا کردن چیزهای نادرست و اشتباهات در دیگران هستند. نیاز شدید به دیده شدن و تقدیر از طرف دیگران دارند. همیشه ناراضی هستند و به همه چیز اعتراض دارند. افراد پرخاشگر منفعل افراد وظیفه‌شناسی نیستند و دیگران را ارزشمند نمی‌دانند و گاهی از جوک و شوخی برای آسیب‌زدن به دیگران استفاده می‌کنند.
روابط اجتماعی این افراد چگونه است؟
ارتباط با این افراد به‌عنوان همسر، همکار، دوست و... سخت و طاقت‌فرساست زیرا این افراد اغلب رفتاری نابالغ دارند و نیاموخته‌اند یا نمی‌دانند که با احساس خشم و طردشدگی خود چگونه باید برخورد کنند. آنها از رویارویی با واقعیت اجتناب می‌کنند و بلد نیستند چگونه خواسته، توقع و نیاز خود را به موقع بیان کنند و ممکن است به صورت رفتارهای پوشیده و پنهانی، پرخاشگری کنند. توجهات افراطی، تعارفات و صحبت‌های تحقیرآمیز یکی از روش‌های اصلی افراد با اختلال شخصیتی پرخاشگر- منفعل برای ابراز احساساتشان است.
آنها در درون خود چه احساسی دارند؟
برخی شخصیت‌های منفعل – تهاجمی والدینی داشته‌اند که از نظر عاطفی با آنها بدرفتاری کرده‌اند. مثلا خیال‌پردازی‌های آنها و نیز تلاشی که
آنها برای خودکفایی و استقلال خود انجام می‌داده‌اند را سرکوب کرده‌اند. آنها این وقفه در دریافت رسیدگی و توجه از سوی والدین را غیرمنصفانه و بی‌عدالتی فرض کرده‌اند و همواره احساس می‌کنند که قربانی شرایط، اتفاقات و محیط بیرون هستند. ترس شدید از انکار و واکنش والدین باعث شده این افراد نیازهای واقعی، افکار و احساساتشان را پنهان کنند و همیشه به دنبال تایید دیگران باشند.‏ آنها به جای اینکه حقیقت را بگویند و خشمشان را مستقیم نشان بدهند، آن را کنترل می‌کنند و در فرصتی دیگر و به شکلی نامفهوم بروز می‌دهند. آنها به جای اینکه بگویند: «من در این مورد نمی‌توانم به تو کمک کنم!»، می‌گویند: « تو که همه کارها را خراب می‌کنی، از من چه انتظاری داری؟» و یا می‌گویند: «همیشه کسی مثل تو هست که نیاز به کمک من دارد و من نمی‌توانم برای خودم وقتی بگذارم!»
یکی از عواملی که باعث رفتارهای تند و واکنشی این افراد می‌شود نداشتن مهارت در «نه» گفتن است. آنها جایی که باید «نه» بگویند، نمی‌گویند و در عوض چون خود را قربانی می‌دانند، کاری که به آنها سپرده می‌شود نامتعهدانه و با فراموشکاری، اهمالکاری یا نصفه نیمه‌انجام دادن کار و بهانه‌تراشی انجام می‌دهند. فرد با اختلال شخصیتی پرخاشگر- منفعل احساس وظیفه‌شناسی و مسوولیت‌پذیری بسیار پایینی دارد و این موضوع در روابط خانوادگی و محیط کار بسیار آسیب‌زننده و آزار‌دهنده است. این افراد دائم قربانی بودن خود را به اطرافیانشان گوشزد می‌کنند و این باعث می‌شود افرادی که با آنها در ارتباط هستند همواره احساس گناه داشته باشند. این احساس گناه حاصل تداوم انتقادها، سرزنش‌ها و تحقیرهای افراد منفعل –پرخاشگر است و باعث عدم صمیمیت در روابط با نزدیکان می‌شود و اطرافیان نزدیک به‌تدریج به این نتیجه می‌رسند که دوری کردن و فاصله گرفتن بهترین روش دفاعی در مقابل آسیب‌ها و غر‌زدن‌های دائمی این افراد است. از طرفی، چون این افراد هیچ گاه به صورت مستقیم درخواست خود را مطرح نمی‌کنند، اطرافیانشان همواره سردرگم خواهند بود و گاهی مستاصل می‌شوند که چه بکنند و چه نکنند تا مورد انتقاد، تمسخر و تحقیر قرار نگیرند زیرا آنها حتی هرگز مستقیم نمی‌گویند که چه کار اشتباهی انجام گرفته و چه انتظاری داشته‌اند، بلکه با حجم زیادی از جوک‌ها و کنایه‌های آزار‌دهنده با افراد صحبت می‌کنند. آنها بیشتر به ناراحتی‌ها و دلخوری‌ها توجه می‌کنند، نه به آنچه که برایشان خشنودی و رضایت پدید آورده بنابراین ممکن است هیچ گاه خودشان هم نفهمند که برای خوش بودن و لذت بردن چه چیزهایی کم دارند یا به چه چیزهایی نیاز دارند.
چگونه باید با آنها برخورد کرد؟
در مرحله اول باید بدانید که این یک اختلال است و شما با کسی در رابطه‌اید که قادر نیست خواسته، توقع و نیازش را در زمان درست و به طریقی درست بیان کند. از طرف دیگر همواره در شما احساس خوب نبودن و گناه ایجاد می‌کند و خودش را قربانی می‌داند و از این طریق می‌خواهد قدرت و تسلط زیادی روی شما داشته باشد. اینکه شما اجازه تسلط یافتن را به او بدهید نوعی تقویت و تشویق تلقی می‌شود، پس از این به بعد، در این بازی مشارکت نکنید. هر بار که وارد بازی او می‌شوید، ناخواسته به رفتار او پاداش می‌دهید و حتی وقتی شما را سرزنش یا تحقیر می‌کند اگر بپذیرید یا اینکه در لاک دفاعی فروبروید، رفتار او را تقویت کرده‌اید. پس به خاطر احساس گناهی که در شما ایجاد می‌کند به خواسته او تن ندهید. سعی کنید او را تشویق کنید که هر آنچه را که می‌خواهد و توقعی که دارد را بالغانه بیان کند و اگر خواسته و نیاز خود را مستقیم بیان نکرد و از روش‌های غیرمستقیم استفاده کرد به درخواست او پاسخ ندهید. هیچ احساس بدی نسبت به رد کردن درخواست‌های غیرمستقیم او نداشته باشید چراکه اگر این رفتار را تقویت کنید به رابطه، خانواده و موقعیت شغلی او لطمات زیادی خواهد خورد. به او بگویید که چه احساسی دارید. بگویید که رفتارهای او شما را سردرگم کرده و اغلب نمی‌دانید که چه رفتاری باید در قبال او داشته باشید و این باعث دوری و عدم صمیمیت شما شده است. شاید در ابتدا پذیرش این موضوع برایش سخت باشد ولی ناامید نشوید و ادامه دهید
و هر بار که موفق شد خواسته‌اش را مستقیم و بدون طعنه و تحقیر بیان کند به او توجه کنید.
منبع:
kapla- and sadock synopsis of psychiatry
ترجمه: دکترهانیه زایررضایی

هفته نامه سلامت-شماره607-9 بهمن 1395